از ابتدای صبح جمعیت زیادی برای رفتن به طالقانی در خیابان های اطراف دیده میشوند.
ایستگاه های دروازه دولت، هفت تیر،دروازه شمیران و طالاقانی بدون اطلاع قبلی بسته هستند.
ساعت 10 صبح است، خیابان مفتح کاملا از جمعیت دانشجو و دانش آموز پر شده است.
میدان هفت تیر هم جمعیت زیادی را در خود جای داده است.
"مرگ بر آمریکا" ، "مرگ بر اسرائیل"، "حزب فقط حزب علی،سید فقط سید علی"،"وای اگر رهبرم حکم جهادم دهد"،"ای رهبر آزاده آمادهایم، آماده"و... از جمله شعار هایی است که از دسته های در رفت و آمد بسیجیان و مردم عادی شنیده میشود.
کروبی بعد از وقایعی که در نمایشگاه مطبوعات برایش پیش آمد، برای حضور در مراسم 13 آبان از مدت ها قبل اعلام کرده بود که میآید، شاید برای آنکه آشوب طلبان برای سازمان دهی فرصت داشته باشند!
دختر و پسری که کنار خیابان کریم خان ایستاده اند به مردم میگویند بیایید همه با هم برویم وسط خیابان و شعار بدهیم، نهایتش این است که چند تا چوب میخوریم و به زمین میافتیم، بعدش هم موسوی و کروبی میآیند بازدیدمان!!!
کروبی یا موسوی و یا دیگر سران آشوب را در میان جمعیت نمیبینم شاید هم آمده بودند ولی مثل روز قدس فقط جلوی روزنامه اعتماد ملی.
هنوز صدای مرگ بر آمریکا شنیده میشود.
خبرنگاران زیادی برای پوشش دادن مراسم 13 آبان حضور دارند.
اذان ظهر را میگویند، برخی اعتنا نمیکنند ولی صدای اقامه میآید.
جمعیتی انبوه و چندهزار نفری از دانشجویان و دانش آموزان بسیجی خود را برای نماز جماعت در مرکز شهر تهران، همان جایی که مدت هاست آمریکا به همراهی دوستانش در داخل برای به راه انداختن آشوب در آن نقشه میکشند آماده میشوند.
اینجا میدان هفتم تیر است، "جنبش سبز علوی" هم با پرچم های سبز رنگ به میان مردم آمدهاند، همان جنبشي كه حضور خود را در مقابل جنبش سبز اموي ميداند.
قمه، چاقو و یا سلاح دیگری هم دیده نمیشود،شاید چون کسی نبوده که اینها را در میان سبزها پخش کند و شاید هم چون یکی از رهبران آشوب طلب هنوز در ایران نیست.
اینجا بوی ایران و جمهوری اسلامی میآید.
13 آبان امسال باشکوهترین بود، حتی باشکوهتر از 13 آبان 1358. بر این نکته، تمام کسانی که سال 58 را درک کرده بودند و جمعیت امسال را هم دیدند، تاکید کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان، كشور و آینده آن را متعلق به جوانان دانستند و تاكيد كردند: این كشور را باید با اراده و عزم مستحكم ناشی از ایمان دینی حفظ كرد و اقتدار واقعی ملت ایران در گرو علم و تحقیق است.
رهبر انقلاب اسلامی، لازمه این اقتدار واقعی را قرار گرفتن علم در كنار انگیزه دینی دانستند و تأكید كردند: ابرقدرتها و دنباله های داخلی آنها، در مقابل یك ملت مقتدر و با ایمان، چاره ای جز عقب نشینی ندارند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان خطاب به جوانان خاطرنشان كردند: به خداوند متعال، اعتماد و حسن ظن داشته باشید و بدانید پیروزی و نصرت الهی با شما است و با اقتدار، عزم، تهذیب نفس و خودسازی علمی به پیش روید.
در این دیدار كه در آستانه سیزدهم آبان، روز ملی مبارزه با استكبار جهانی انجام شد، رهبر انقلاب اسلامی، لازمه مبارزه صحیح، منطقی، معقول و در عین حال قاطع را چند پیش نیاز دانستند و افزودند: انگیزه برخاسته از ایمان یكی از لوازم این مبارزه است، زیرا نمی توان ملتی را با دستور وادار به ایستادگی در صحنه های دشوار كرد.
ایشان با تأكید بر اینكه باید حساب اندك انقلابیون فرسوده و پشیمان از مبارزه را از توده ملت و جوانان جدا كرد، افزودند: اگر امروز حادثه ای همچون جنگ تحمیلی در كشور اتفاق افتد، هجوم داوطلبانه جوانان برای مقابله با دشمن به مراتب بیشتر از سالهای 59 و 60 خواهد بود.
ایشان با تأكید بر اینكه امریكا هر اقدامی را كه می توانسته، بر ضد ملت ایران انجام دهد، انجام داده است افزودند: نتیجه این رویارویی، بالندگی هرچه بیشتر این ملت، پیشرفت جمهوری اسلامی، و قدرت روزافزون كشور و نظام اسلامی بوده است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برخی اظهارات به ظاهر آشتی جویانه اخیر مقامات امریكایی خاطرنشان كردند: هرگاه امریكاییها لبخند ظاهری زده اند، پس از دقت و بررسی مشخص شده، خنجری نیز در پشت خود مخفی كرده اند و نیت آنها عوض نشده است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأكید بر اینكه ملت ایران بدنبال استقلال، آزادی، منافع ملی و پیشرفت در علم و فناوری است خاطرنشان كردند: اگر كسی بخواهد به این حقوق ملت ایران تعرض كند، ملت با تمام وجود در مقابل او خواهد ایستاد و او را به زانو درخواهد آورد.
ایشان افزودند: زمانی كه امریكا از روحیه استكباری و دخالتهای بیجا در امور ملتها دست بردارد، برای ما دولتی همانند سایر دولتها خواهد بود اما تا هنگامی كه امریكا همچنان به دنبال طمع برگشت به ایران، به عقب بردن زمان، و سلطه بر ایران باشد، با هیچ وسیله ای نخواهد توانست، ملت ایران را وادار به عقب نشینی كند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: امریكاییها به برخی مسائل و غائله های بعد از انتخابات دل خوش نكنند زیرا جمهوری اسلامی ایران عمیق تر و ریشه دارتر از این حرفها است و نظام اسلامی بر حوادث بسیار سخت تر از این مسائل هم، فائق آمده است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: امریكاییها بدانند، چند نفر با هر انگیزه ای اعم از انگیزه خباثت آلود و یا انگیزه بد و همراه با ساده لوحی، كه با جمهوری اسلامی ایران مواجه شده اند، نمی توانند برای امریكا فرش قرمز پهن كنند، زیرا ملت ایران ایستاده است.
اي راهب كليسا كمتر بزن به ناقوس خاموش كن صدا را نقاره ميزند طوس
آيا مسيح ايران كم داده مرده را جان بردار جان خود را با ما بيا به پابوس
آنجا كه خادمينش از روي زائرينش گرد سفر بگيرند با بال ناز طاووس
روز ميلاد امام هشتمين هشت هشت جمعه هشتاد و هشت

امام رضا(ع): هر كس در كنار قبرم دو ركعت نماز بگزارد خداوند گناهانش را مىآمرزد.
زائران قبر من در روز قیامت گرامیترین وارد شوندگان بر خداى تعالى هستند هر مؤمنى كه مرا زیارت كند و در راه زیارت قطرهاى از آسمان بر صورتش بچكد، خداوند بدنش را بر آتش جهنم حرام مىكند.
برگرفته از بحارالانوار، ج 102، ص 36
فکر میکنید چرا اسرائیل بعد ازگذشت نیم قرن هنوز به حیات نامبارک خویش ادامه میدهد؟
برای پیبردن به جواب این سوال کمی به اطراف خود نگاه کنید و سر و وضع خویش را نظارهگر باشید؛ از آنچه كه مي خوريد تا آنچه همراه شماست و...
به چه نام هايي برخورد كرديد؟ Cocacola Fanta PEPSI Nestle NOKIA Timberland Intel Disney Yahoo L'Oreal Sara lee
اينها نام مهمترين شركتهاي حامي رژيم صهيونيستي هستند كه بخشي از درآمد آنها نصيب صهيونيستها ميشود تا به عنوان گلوله و حقوق به سربازان اسرائيلي داده شود؛ سربازان اسرائيلي هم از آنها عليه مردم مسلمان فلسطين استفاده ميكنند.
البته به خاطر حساسيتي كه در كشورهاي اسلامي و ايران بر روي نام اسرائيل وجود دارد، هيچ كدام از اين محصولات با مارك و نام اسرائيل توزيع نميگردد؛ اما به هر حال اسرائيلي بودن برخي از آنها ديگر اثبات شده است
در اين ميان شركت Nestle توليد كننده نسكافه و... در سال 1998 جايزه ويژه جوبيلي را از شخص نخست وزير اسرائيل دريافت كرد (اين جايزه به اشخاص و یا سازمان هایی اختصاص می یابد که با سرمایه گذاری و مبادلاتشان، بیشترین تاثیر را در قدرتمند کردن اقتصاد اسرائیل داشته باشند)
امام خميني(ره) فرموده است: «باید مسلمین از استعمال امتعه(کالاهای) اسراییل خودداری کنند.»
از اين رو براي نخريدن كالاهاي اسرائيلي هم تكليف شرعي وجود دارد و هم تكليف انساني.
همه افراد جامعه بايد خود را در مبارزه عليه دشمن مسلمانان شريك بدانند و اين احساس مبارزه و در شرايط مبارزه بودن است كه براي يك ملت روحيه مقاومت و عزت به همراه ميآورد.
مطلب را با حديثي از پيامبر اعظم(ص) به پايان ميبريم: "هر كس شب را صبح كند در حالي كه نسبت به امور مسلمين اهتمام و دغدغه نداشته باشد، مسلمان نيست"

فرمانده کل سپاه در این مراسم گفت: "در ساختار جدید سپاه که به تصویب رهبری رسیده است، با هماهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، سپاههای استانی مسئولیت بسیج هر استان را برعهده میگیرند و نیروی زمینی سپاه نیز لایههایی از بسیج را که کار نظامی انجام میدهند، تحت پوشش قرار میدهد."
سردار جعفری در ادامه افزود: همه ماموریتهای سپاه برخورد فیزیکی نیست، البته بخش قابل توجه سپاه ماموریت مقابله با تهدیدات سخت و نیمه سخت است که نهایت آن جانبازی، شهادت و پیروزی در صحنه نبرد خواهد بود.
فرمانده کل سپاه با بیان اینکه بسیج باید در مقابله با تهدیدات نرم دشمن آماده باشد، اظهار داشت: باید تغییراتی در این زمینه در ساختارها صورت میگرفت که در ماههای گذشته و بر اساس تدابیر معظم رهبری صورت گرفت.
* باید با عوامل حادثه تروریستی اخیرا به طریق مقتضی برخورد شود
سرلشکر جعفری در بخش دیگری از سخنان خود به حادثه تروریستی روز گذشته در جنوب شرق کشور اشاره کرد و با بیان اینکه "حدود 6 ماه است که مسئولیت برقراری امنیت در این منطقه برعهده سپاه پاسداران قرار گرفته"، این گونه عملیاتها را نشانه اثرگذاری سپاه پاسداران و عملکرد مهم و تاثیر گذار سردار شوشتری در این منطقه دانست.
وی همچنین در جمع خبرنگاران با اشاره به دخالت نیروهای اطلاعاتی آمریکا و انگلیس در عملیات تروریستی دیروز گفت: مدارکی از طریق دستگاههای امنیتی ارائه شده است که طبق این مدارک مشخص میشود گروهک خبیث ریگی تحت حمایت سازمان اطلاعات آمریکا، انگلیس و متاسفانه دستگاه اطلاعاتی پاکستان است و برنامههایش با دستورات آنها اجرا میشود.
فرمانده کل سپاه تاکید کرد که "باید با عوامل پشت صحنه این حادثه تروریستی به طریق مقتضی و تلافیجویانه برخورد شود."
حمایت آمریکا و انگلیس از گروهک ریگی را پیش از این، عبدالحمید ریگی، برادر عبدالمالک ریگی، تایید کرده بود. او در اعترافاتی که از رسانه ملی هم پخش شد، به حمایت مالی و نظامی دولتهای آمریکا و انگلیس از گروهک ریگی اذعان کرده است.
گروهک ریگی با انتشار خبری مسئولیت ترور دیروز شهر سرباز سیستان و بلوچستان را به عهده گرفت.
همچنین، پس از آنکه خبرهایی مبنی بر ورود تروریست ها به شهرهای پاکستان منتشر شد، مقامات اجرایی کشورمان از جمله رئیس جمهور و وزیر کشور، از دولت پاکستان خواستند که بیش از این در دستگیری و تحویل تروریست ها معطل نکند.
و اين حاكي از افزايش قدرت نرم بسيج در دنياي اينترنت است؛ دنيايي كه تصور ميشد بسيجيان نميتوانند در آن حضور قدرتمند داشته باشند.
اكنون با توجه به تغيير شرايط ضروري به نظر ميرسد كه در اين عرصه با قدرت حضور داشته باشيم و مفاهيم درست را به مخاطبان عرضه كنيم.
بيشك مخاطبان بيغرض خود سره را از ناسره تشخيص خواهند داد.
و اين تلاشهاي دشمنان نظام همانطور كه در سي سال گذشته ثمري نداشته است، اكنون نيز به نتيجه نخواهد رسيد؛
انشاءالله
حيى بن اخطب كه يكى از محركين اصلى جنگ بود و در حركت دادن لشكر قريش و احزاب سهم بسزايى داشت به
ابوسفيان گفته بود: اگر شما به يثرب حمله كنيد و به جنگ محمد (ص) بياييد يهود بنى قريظه نيز پيمان خود را با محمد شكسته و به يارى شما خواهند شتافت.

همين كه احزاب به نزديكيهاى مدينه رسيدند حيى بن اخطب روى قولى كه به ابو سفيان داده بود از آنها جدا شده و بسرعت به مدينه آمد و صبر كرد تا چون شب شد به سوى قلعههاى بنى قريظه و در خانه كعب بن اسد رئيس يهود بنى قريظه رفت و در را كوفت. كعب بن اسد پشت در آمد و چون دانست حيى بن اخطب است در را باز نكرد.
حيى فرياد زد: در را باز كن! كعب گفت: تو مرد نامبارك و ميشومى هستى و براى وادار كردن ما به پيمان شكنى و نقض عهد با محمد به نزد ما آمدهاى، در را به روى تو باز نمىكنم، ما با محمد پيمان داريم و در اين مدت جز محبت و وفا از او چيزى نديدهايم.
حيى گفت: در را باز كن تا دو كلمه حرف با تو بزنم!
كعب پاسخ داد: در را باز نخواهم كرد،از راهى كه آمدهاى باز گرد.
حيى كه خود را با شكست مواجه مىديد گفت: به خدا باز نكردن در تنها به خاطر اين است كه مىترسى لقمهاى از نان تو بخورم!
اين حرف كعب را بر سر غيرت آورد و در را به رويش باز كرد، و چون چشم حيى بن اخطب به كعب افتاد گفت: واى بر تو اى كعب، من عزت هميشگى را براى تو آوردهام!ي ك دريا لشكر به يارى تو آوردهام، اين سپاه عظيم قريش است كه من به همراه آنها به اينجا آمدهام و از آن سو بزرگان قبايل ديگرى نيز مانند غطفان، اشجع و بنى مرة را با آنها همراه كرده و همگى يك دل و يك زبان تصميم به نابودى محمد و يارانش گرفته و هم عهد شدهاند، كه تا محمد و پيروانش را نابود نكنند از اينجا نروند و هم اكنون در پشت دروازه يثرب هستند.
كعب در جوابش گفت: به خدا اينكه براى من آوردهاى ذلت و خوارى ابدى است (نه عزت هميشگى) و ابرى است بىآب كه بارانش را در جاى ديگر ريخته و رعد و برقى بيش در آن نيست. اى حيى ما را به حال خود واگذار كه ما از محمد جز نيكى و وفادارى چيزى نديدهايم.
تو مرد نامبارك و ميشومى هستى و براى وادار كردن ما به پيمان شكنى و نقض عهد با محمد به نزد ما آمدهاى، در را به روى تو باز نمىكنم، ما با محمد پيمان داريم و در اين مدت جز محبت و وفا از او چيزى نديدهايم.
اما حيى بن اخطب از اين سخنان نوميد نشده و آن قدر از اين در و آن در سخن گفت تا كعب را به شكستن پيمانى كه با پيغمبر اسلام بسته بود حاضر كرد و از او قول گرفت كه با احزاب و قريش در وقت جنگ كمك و همكارى كند. و خلاصه به هر ترتيبى بود بنى قريظه را وادار به نقض عهد نموده و بدين ترتيب مقدمات نابودى و كشتن آنها را فراهم ساخت.
بنى قريظه براى احتياط كار بدو گفتند: ممكن است با تمام اين احوال لشكر قريش و غطفان و ساير احزاب نتوانند كارى بكنند و با شكست روبه رو شده از اينجا باز گردند آن وقت معلوم نيست سرنوشت ما با محمد چگونه خواهد بود پس بايد تو نيز تا پايان كار پيش ما بمانى و در سرنوشت با ما شريك باشى!
حيى بن اخطب به ناچار اين شرط را پذيرفت و در آن قلعه پيش بنى قريظه ماند و براى قريش پيغام فرستاد كه بنى قريظه عهد خود را با محمد شكسته و آماده كمك با شما هستند، جز آنكه ده روز مهلت خواستند تا آماده جنگ و مجهز شوند.
رسيدن لشكر قريش و احزاب به مدينه
در اين خلال سپاه انبوه قريش و ساير احزاب هم پيمانشان دسته دسته با تجهيزات جنگى كه داشتند از راه رسيدند و در دامنه كوه احد اردو زدند و چون به لشكر مسلمانان برنخوردند به سوى مدينه حركت كرده تا كنار خندق پيش آمدند، و چون آن خندق را با آن كيفيت مشاهده كردند در شگفت شده گفتند: اين حيلهاى است كه عرب تاكنون از آن آگاه نبوده!
و به ناچار چون نمىتوانستند جلوتر بروند در همان سوى خندق اردو زدند، مسلمانان نيز از اين سو ورود لشكر مجهز قريش و قبايل ديگر عرب را گروه گروه مشاهده مىكردند و خود را براى دفاع از شهر و ديار خود آماده مىساختند.
در اين ميان خبر پيمان شكنى يهود بنى قريظه نيز به رسول خدا (ص) رسيد و فكر آن حضرت را نگران ساخت، راستى هم كار سختى بود زيرا با اين ترتيب دشمن از هر طرف مسلمانان را محاصره كرده بود و اين خطر بود كه بنى قريظه در اين حالى كه مردان مسلمانان رو به روى لشكر احزاب در كنار خندق موضع گرفتهاند آنها از فرصت استفاده كرد به داخل شهر حمله كنند و زنان و كودكان و خانههاى مردم را مورد هجوم و دستبرد قرار دهند.
پيغمبر خدا براى تحقيق بيشتر و درستى و نادرستى اين خبر، چند تن از انصار مدينه را مانند سعد بن معاذ، سعد بن عباده،عبد الله بن رواحه و خوات بن جبير كه سابقه دوستى با يهود مزبور داشتند و يا جزء هم پيمانان آنها محسوب مىشدند به سوى قلعههاى بنى قريظه فرستاد و بدانها فرمود: اگر ديديد اين خبر راست است وقتى برگشتيد با رمز و كنايه اين خبر را به من بگوييد، ولى اگر ديديد دروغ است علنى و آشكارا به من خبر دهيد.
هنگامى كه دشمن از سمت بالا و پايين شما را در ميان گرفت و چشمها خيره شد و جانها به گلوگاه رسيد و به خدا گمانها برديد، در اينجا بود كه مؤمنان امتحان شدند و به تزلزل سختى دچار گشتند، در آن وقت منافقان و آن كسانى كه در دلهاشان مرضى بود مىگفتند: خدا و پيغمبرش جز فريب به ما وعدهاى ندادند.
افراد مزبور به پاى قلعههاى بنى قريظه آمدند و ديدند كار از آنچه شنيدهاند بدتر است زيرا وقتى نام پيغمبر اسلام را براى آنها بردند و موضوع پيمان دوستى و عدم تعرضى را كه ميان پيغمبر و آنان به امضا رسيده بود به ميان كشيدند يهوديان زبان به دشنام گشوده گفتند: محمد كيست؟ما هيچ گونه پيمان و عهدى با او نداريم. سعد بنمعاذ كه مرد غيور و متعصبى بود وقتى اين سخنان را از آنها شنيد زبان به دشنام آنها گشود، آنان نيز سعد را دشنام دادند و سعد بن عباده كه چنان ديد رو به سعد بن معاذ كرده گفت: كار از اين حرفها گذشته آرام باش!
اينان به سوى رسول خدا (ص) بازگشته و همان طور كه دستور فرموده بود با دو جمله كه صورت رمز داشت، درستى و صحت آن خبر را به اطلاع آن حضرت رساندند. اما رسول خدا براى اينكه مسلمانان ديگر از قضيه مطلع نشوند تكبير گفت: و سپس فرمود: «ابشروا يا معشر المسلمين» مژده اى مسلمانان!
اما چنانكه برخى گفتهاند: اين خبر پنهان نماند و تدريجا همه مسلمانان از پيمان شكنى بنى قريظه مطلع شدند و بر ترس و اضطرابشان افزوده شد. در اين ميان آنچه شايد از شمشيرهاى لشكر احزاب و حمله بنى قريظه سختتر و خطرناكتر بود سخنان وحشت آور و زخم زبانهاى منافقان بود كه از يك سو روحيه مسلمانان را با سخنان ترس آور خود تضعيف مىكردند، و از سوى ديگر با نيش زبان بر دلهاى جريحهدار و مضطرب آنان نمك مىريختند. و به هر صورت كار خيلى سخت و دشوار شد تا آنجا كه خداوند آن روزهاى سخت و افكار گوناگونى كه مردم مسلمان را احاطه كرده بود چنين توصيف مىكند:
«اذ جاؤكم من فوقكم و من اسفل منكم و اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا،هنالك ابتلى المؤمنون و زلزلوا زلزالا شديدا،و اذ يقول المنافقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا»
[هنگامى كه دشمن از سمت بالا و پايين شما را در ميان گرفت و چشمها خيره شد و جانها به گلوگاه رسيد و به خدا گمانها برديد، در اينجا بود كه مؤمنان امتحان شدند و به تزلزل سختى دچار گشتند، در آن وقت منافقان و آن كسانى كه در دلهاشان مرضى بود مىگفتند: خدا و پيغمبرش جز فريب به ما وعدهاى ندادند.]
آنها با شعار "باران رحمت آمد، رهبر ما خوش آمد" و "مااهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند" از رهبر معظم انقلاب استقبال كردند؛ و در زير ريزش شديد باران استوار باقي ماندند.
فيلم اين قسمت از ديدار را ميتوانيد اينجا ببينيد.
در اين ديدار ايشان بر داشتن "بصيرت" تاكيد داشتند، يعني هماني كه برخي نداشتند و پس از انتخابات از جاده اصلي خارج شدند.
کوچههای شهر ری چه بیچراغ به انتها میرسیدند
و بامهای خانهها چقدر از افق دور بودند.
نمیدانم
در کدام روز تقویم تاریخ آرزوهای شهر ری بود.
که مسافری از مدینه
از دروازه بی نام و نشان ری گذشت
و کفشهایش را در کوی «سکة الموالی» از پای درآورد.
سحرگاه همان روز بود که هزاران یا کریم خاکستری
در کفشهای خاک خوردهاش لانه کردهاند و باغبانهای پیر شهر، در جای پایش، ستارههای سبز کاشتند و بامهای شهر پرشرار از کبوترهایی که میخواستند در همسایگی خانه خورشید، تخم بگذارند.
آن سید کریم
که از اولاد سبزپوشان بنی حسنی علیهالسلام بود،
هر غروب که سجادهاش را در ایوان عبادت پهن میکرد
بوی گل یاس در جانماز همه مؤمنین میپیچید و به نفس حق آن مرد پارسا، دعای همه حاجتمندان برآورده میشد.
طلاب و حجره نشینان فقه و حدیث
بر سر سفره فضل و کمال او نشستند
تا در زمانه اخلاط صدق و کذب
از روایات ناب و خالص او که نسل در نسل در رگ و خون او جاری شده بود، طعامی برای رزق خویش برگیرند.
برای شیعیان دورمانده از عطر امامت
مصاحبت با مردی که همنشینی با سه امام را در کوله بار تنهایی خویش دارد، به سان یافتن چشمه آبی است برای عطش زدگان وادی حیرت!
اهالی شهر ری که سالها در حسرت کربلا
دانههای اشک برشته تسبیح فراق شمرده بودند
به نیت آن حدیث مبارک
که دیدار حضرت عبدالعظم حسنی علیهالسلام را به سان زیارت کربلا دانسته بود،
دلتنگیهایشان را به ضریح چشمان او بخشیدند
و هنوز
راه کربلای خیلیها،
که دست شان از ضریح شش گوشه کوتاه است،
از جاده شهر ری میگذرد.
آنچه می خوانید بخش اول مشروح سخنان استاد حجت الاسلام و المسلمین قرائتی است که پیرامون موضوع "بخل و انفاق" در جلسه درسهایی از قرآن، به تاریخ 9/7/1388 عنوان شده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی

عزیزانی كه پای تلویزیون هستند، موضوع ما مسئلهی بخل و انفاق بود. راجع به انفاق تعبیرات زیادی در قرآن آمده است. واژههای زیادی آمده من ده مورد را اینجا نوشتم. انفاق، «اَنفَقوا، یُنفَقوا» خیلی آیهی انفاق داریم. 2- زكات، زكات در قرآن و روایات معنای عام است. و لذا مثلاً گفتند: زكات علم نشر علم است. زكات آبرو، زكات مال یعنی هركس هرچه دارد، باید یك مقداری به دیگران كمك كند. كلمهی زكات 32 بار در قرآن آمده است.
كلمهی صدقه در قرآن آمده است. انفاق، زكات، صدقه، كلمهی «ایتاء» ایتا با (الف و ت دو نقطه) یعنی كمك كردن.
كلمهی «اِعطا» با (عین و ط) یعنی عطا كردن. در قرآن آمده است. كلمهی «اطعام» در قرآن آمده است.
كلمهی قرض الحسنه بارها در قرآن آمده كه یك نوع كمك است. كلمهی تعاون در قرآن آمده است. كمك رسانی.
كلمهی كفّاره در قرآن آمده است. كسی روزه خورد مثلاً به شصت نفر فقیر كفّاره را اطعام بدهد. فلان كار را كرد كفّارهاش این باشد كه یك مقدار نقدی بدهد یا یك مقدار... كلمهی «هَدی» همان هدیه، در قرآن آمده است.
هركس با خدا نذری، عهدی ببندد، هركس به خدا قولی بدهد،و به قولش عمل نكند این نفاق در قلبش پیدا میشود
انفاق، زكات، صدقه، ایتاء، اعطا، اطعام، قرض، تعاون، كفّاره، هَدی، در هیچ مكتبی اینقدر برای مبارزه با فقر و فقر زدایی و كمك به محرومین این همه سفارش نشده است.
1- نماز و زكات، همراه یكدیگر در قرآن
در میان واجبات هیچ واجبی مثل زكات خودش را به نماز نچسبانده است.
27 آیهی قرآن «یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاة»، «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاة» «إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ» (1) «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انحَْرْ» (كوثر/2) «صَلِّ» نماز بخوان، «وَ انحَْرْ» نحر، شتر بكش. گوشتش را به فقرا بده. یعنی خلاصه رسیدگی به فقرا خیلی مهم است. بنابراین بحثی را میخواهم راجع به انفاق بكنم. اول یك قصه در قرآن هست برای شما بگویم. در سورهی توبه آیهی 75 یك ماجرایی را نقل میكند، برای شما بخوانم.
بسم الله الرحمن الرحیم. ماجرا این است كه شخصی به نام ثعلبه بود. نزد پیغمبر آمد و فرمود: دعا كن وضع من خوب شود. حضرت فرمود: همینطور كه هست خوب است. گفت: نه من قانع نیستم. میخواهم وضع من خیلی خوب شود. هرچه حضرت فرمود: صلاح تو نیست گفت: نه من میخواهم. وضع ایشان خوب شد. طوری كه دیگر نمیتوانست مدینه كار بكند. مدینه برایش كوچك بود. بیرون مدینه رفت، مزرعهای گرفت و كار و دامداری و كشاورزی و وضعش عالی شد. حضرت كسی را فرستاد و فرمود: خوب وضع تو خوب شده زكات بده. گفت: زكات برای چه؟ زكات چیست؟ بعداً هم كه پشیمان شد پیغمبر زكات او را نگرفت. خلیفهی اول هم زكاتش را نگرفت، خلیفهی دوم هم نگرفت، خلیفهی سوم هم نگرفت، در زمان عثمان در حال نكبت مرد.
2- عدم پایبندی به نذر و عهد، نشانه نفاق و شرك درونی
قصهی این را خدا در قرآن سورهی توبه آیه 75 نقل كرده است. میفرماید: «وَ مِنْهُمْ» بعضی از مردم «مَنْ عاهَدَ اللَّه» با خدا معاهده میبندند، قول میدهد. میگوید:ای خدا تو چنین كن، من هم قول میدهم. تعّهد میكند. میگوید: «لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ» خدایا اگر از فضلت به من دادی و وضع من خوب شد، «لَنَصَّدَّقَنَّ» حتماً صدقه میدهم. به فقرا كمك میكنم. «وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحینَ» شخص صالحی میشوم. ولی خدا میگوید: «فَلَمَّا ءَاتَئهُم مِّن فَضْلِهِ» (توبه/76) اما همین كه وضعش خوب شد و خدا به او داد «بخَِلُواْ» بخل میكند. نتیجه چیست؟ كسی كه به خدا قول داد كه انجام بده، انجام ندهد، خدا میگوید: «فَأَعْقَبهَُمْ نِفَاقًا فىِ قُلُوبهِِم» (توبه/77) خدا در قلبش نفاق میگذارد. این منافق میشود.
سؤال: چگونه انسان منافق میشود؟
پاسخ: هركس با خدا نذری، عهدی ببندد، هركس به خدا قولی بدهد،و به قولش عمل نكند این نفاق در قلبش پیدا میشود. قول دادید انجام بدهید. نذر كردید به نذرتان وفا كنید. خیلیها نذر میكنند، همین كه وضعشان، خرشان از پل رد شد...
حالا این نذر را این تعهد را راجع به عروس و دامادها هم خدا یك جای دیگر گفته است. گفته: عروس و دامادها اول كه بچهدار میشوند، میگویند: «لَئِنْ آتَیْتَنا صالِحا» (اعراف/189) اگر خدا یك بچه ی صالحی بدهد، «لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرینَ» ما شكر خدا را میكنیم. «فَلَمَّا ءَاتَئهُمَا» وقتی خدا یك بچهی نقلی به آنها داد، «جَعَلَا لَهُ شُرَكاَء» (اعراف/190) میگویند: خدا كه نبود این آمپول اینطور شد. این دكتر اینطور شد. این ویتامین فلان، با ویتامین فلان شد این بچه چنین شد. این به خاطر شیر من است كه بچه اینطور شده است. مرد میگوید: به خاطر لقمهی من است. اصلاً خدا را فراموش میكند. او میگوید: من. او میگوید: من. او میگوید: دكتر، او میگوید: ویتامین، او میگوید: آمپول. خیلی خدا گله میكند.
انفاق، زكات، صدقه، ایتاء، اعطا، اطعام، قرض، تعاون، كفّاره، هَدی، در هیچ مكتبی اینقدر برای مبارزه با فقر و فقر زدایی و كمك به محرومین این همه سفارش نشده است.
چند جای قرآن خدا از آدمهای نامرد گله میكند. میگوید: «فَإِذا رَكِبُوا فِی الْفُلْك» (عنكبوت/65) سوار كشتی میشود. موج برمیدارد «دَعَوُا اللَّه» یا الله! یك تسبیح دست میگیرد، پشت در كنكور «اللهم صل علی محمد و آل محمد»، «اللهم صل علی محمد و آل محمد»، «اللهم صل علی محمد و آل محمد» چنان با حجاب وارد دانشگاه میشود و صلوات میفرستد، «فَلَمّا» داخل دانشگاه شد، او هم فكلش پیدا میشود، مادر هم خدا را فراموش میكند. میگوید: این مردم چموش هستند بعضیهایشان! گیر كه میكنند خوب میشوند، خوب كه شدند یادشان میرود. هم دربارهی بخل، خدایا به من مال بده. خدایا به من بچه بده. خدایا كنكور قبول شوم. بعد خیلی جملهی بعدش خطرناك است. میفرماید: «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فی قُلُوبِهِم» خدا یك نفاقی در قلبشان میگذارد، «إِلى یَوْمِ یَلْقَوْنَه» (توبه/77) این نفاق ابدی تا روز قیامت است. بنابراین باید مواظب باشیم كه اگر عهد بستیم، نذر كردیم عمل كنیم. این یك مورد. حالا این قصه برای ثعلبه بود.
دشمنان ملت ايران منتظرند كه از هر مسئلهى كوچك يا بزرگى، براى شكستن عزم و همت ملت ايران استفاده كنند؛ حتّى از بلاياى طبيعى مثل زلزله و خشكسالى، يا از چيزهائى كه در دنيا عموميت دارد مثل گرانى. الان شما اگر به تحليلهاى راديوهاى بيگانه نگاه كنيد، مىبينيد يكى از محورهايى كه دشمنان ما در تبليغاتشان از آن استفاده مىكنند، مسائل اقتصادى است؛ بلكه بتوانند در عزم ملت ايران خللى وارد كنند. مردم ايران، مسئولين خودشان را شناختهاند.
امروز دنياى غرب بيش از ديگران درگير مشكلات اقتصادى است. خودشان اعلام مىكنند بحران اقتصادىاى كه امروز از امريكا شروع شده است و بتدريج دارد گريبان اروپا را هم مىگيرد و به بعضى از كشورهاى ديگر هم سرايت مىكند، در شصت سال گذشته - يعنى از بعد از جنگ بينالملل اول تا امروز - سابقه نداشته است. سازمان ملل در دنيا اعلام بحران غذائى كرده است. ملت ايران به فضل پروردگار و به لطف الهى مشكلاتش از بسيارى از همين كشورهاى مدعى كمتر است و با همت مسئولين و همت مردم، بايد بتوانند همين مشكلاتى را هم كه وجود دارد، برطرف كنند؛ اين همت همه را مىطلبد.
من اين را مىخواهم به مردم عزيزمان تأكيد كنم: مصرفگرائى به صورت اسراف يكى از بيماريهاى خطرناك هر ملتى است. ما يك خرده به اين مصرفگرائىِ افراطى دچار هستيم.
ميرويم تا انتقام سيلي زهرا(س) بگيريم
مذهبسازي استعمار خارجي (بهائيت)
جريان بازگشت دوباره انسان عصر امام خميني (ره) به سوي ارزشهاي معنوي واعتقادهاي ديني به سرعت درحال رشد وگسترش در عرصة جهاني ميباشد. انقلابي كه امام خميني(ره) در ايران به وجود آورد، ابعادي جهاني داشته و همچنان در حال اثر گذاري در جهان مادي است.
اما آنچه دراين ميان كنجكاوي هر محققي را بر ميانگيزد ظهور ونفوذ گسترده جريان مذكور دركانون غفلتزدگي و ماديگرايي افراطي در جهان معاصر يعني جوامع غربي ميباشد.
بر اساس نتيجه يك تحقيقات آماري كه توسط مؤسسة برند فيو چرزگروپ تهيه شده است "توجه وگرايش به مسائل وموضوعات مذهبي درميان شهروندان كشورهاي غربي خصوصا قشر نوگرا و مدرن پسند، روندي رو به افزايش دارد."
كارشناسان غربي با تاييد اين مطلب ميگويند: "اين روزها در امريكا وانگليس و فرانسه واسپانيا بازگشت ديني آن قدر قوي است كه هم چيز را تحت شعاع خود قرار داده است."
پديده خداجويي انسان غربي موجب تحولات عظيمي در مركز ثقل تمدن غرب يعني ايالات متحده آمريكا گشته است.
كارشناسان معتقدند: به سبب خداجويي درميان مردم آمريكا بر ميزان توجه آنان به مسائل مذهبي چه به صورت فردي وچه از لحاظ اجتماعي افزوده شده است و اين امر بدون شك مهمترين ومنحصرترين رويداد دهة هفتاد و هشتاد در آمريكاست، و اگر بگوييم اين جريان ميرود تا همه جامعه آمريكا و رفتار مردم و فرهنگ كشور را در سالهاي آينده اين قرن تحت تأثير قرار دهد حرف باطلي نگفتهايم.
رابرت ووتنا استاد جامعه شناسي دانشگاه بريستون، و دانلاتين گزارشگر مذهبي هم در كتابهاي جديد الانتشارشان باعنوان "بعد از بهشت" و "به دنبال خريدايمان" بر اساس مصاحبههاي پي در پي و دادههاي تحقيقاتي همگي معتقدند: "هم اكنون هجوم مردم امريكا به زندگيهاي مذهبي به صورت بيسابقهاي در حال افزايش است."
اين دو كارشناس دردو تحقيق جداگانه در شرق وغرب ايالات متحده آمريكا به اين نتيجه رسيدهاند كه:
"اعتقاد به خداوند و رفتن به عبادتگاهها در ميان مردم بيش از هر دوره ديگر مرسوم گرديده است."
همچنين مركز آمار اجتماعي بين المللي (بر اساس نظر خواهي از 19 هزار نفر در بيش از 21 كشور جهان ) اعلام نمود: «تعداد جوانان كشورهاي شرق اروپا كه معتقد به زندگي پس از مرگ هستند رو به افزايش ميباشد.»
در همين راستا روزنامه آمريكايي يو اس تودي با ارائه گزارشي به بيان نمونهاي محسوس از افزايش علايق مذهبي مردم آمريكا پرداخته مينويسد: "اكنون 29% آمريكايي ها معتقدند از آزادي بسيار كميبراي آموزش ديني خود برخوردارند و اين در حالي است كه اين رقم نسبت به نظر خواهي سال گذشته درباره همين موضوع 3%و نسبت به ,سال 1997، 8% افزايش يافته است."
و در اين موج دينگرايي، گرايش به اسلام بيش از هر دين ديگر در نقاط مختلف جهان گزارش ميشود كه نهضت اسلامي امام خميني(ره) یکی از علل آن است.
پس از بررسي توصيههاي مقام معظم رهبري به دانشگاهيان، اكنون تلاش ميكنيم متوجه شويم دانشگاه در ديدگاه و انديشه امام خميني(ره) چه جايگاهي داشته است.
از آنجايي كه وصيتنامه سياسي-الهي امام خميني(ره) توصیه ماندگار ایشان برای همه دوره ها پس از ایشان است و محدود به زمان خاصی نمی شود، در اينجا جايگاه دانشگاه و دانشگاهيان را در وصيتنامه بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي بررسي ميكنيم.
در اين وصيتنامه ماندگار و ارزشمند بيش از ۳۰ بار از دانشگاه و دانشگاهيان نام برده شده است، كه بخشهايي از آن را در اينجا ميآوريم:
توصيه اينجانب آن است كه نسل حاضر و آينده غفلت نكنند و دانشگاهيان و جوانان برومند عزيز هر چه بيشتر با روحانيان و طلاب علوم اسلامي پيوند دوستي و تفاهم را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشهها و توطئههاي دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنكه فرد يا افرادي را ديدند كه با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بين آنان افكند او را ارشاد و نصيحت نمايند؛ و اگر تأثير نكرد از او روگردان شوند و او را به انزوا كشانند و نگذارند توطئه ريشه دواند كه سرچشمه را به آساني ميتوان گرفت... و توطئهها در دانشگاهها از عمق ويژهاي برخوردار است و هر قشر محترم كه مغز متفكر جامعه هستند بايد مواظب توطئهها باشند.
و اما در دانشگاه نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاي خودي منحرف كنند و به سوي شرق يا غرب بكشانند و دولتمردان را از بين اينان انتخاب و بر سرنوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هرچه ميخواهند انجام دهند. اينان كشور را به غارتزدگي و غربزدگي بكشانند و قشر روحاني با انزوا و منفوريت و شكست قادر بر جلوگيري نباشد. و اين بهترين راه است براي عقب نگهداشتن و غارت كردن كشورهاي تحت سلطه، زيرا براي ابرقدرتها بيزحمت و بيخرج و در جوامع ملي بيسر و صدا، هر چه هست به جيب آنان ميريزد.
پس اكنون كه دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاكسازي است، بر همة ما لازم است با متصديان كمك كنيم و براي هميشه نگذاريم دانشگاهها به انحراف كشيده شود؛ و هر جا انحرافي به چشم خورد با اقدام سريع به رفع آن كوشيم. و اين امر حياتي بايد در مرحلة اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گيرد كه نجات دانشگاه از انحراف، نجات كشور و ملت است.
و اينجانب به همة نوجوانان و جوانان در مرحلة اول، و پدران و مادران و دوستان آنها در مرحلة دوم، و به دولتمردان و روشنفكران دلسوز براي كشور در مرحلة بعد وصيت ميكنم كه در اين امر مهم كه كشورتان را از آسيب نگه ميدارد، با جان و دل كوشش كنيد و دانشگاهها را به نسل بعد بسپريد. و به همة نسلهاي مسلسل توصيه ميكنم كه براي نجات خود و كشور عزيز و اسلامِآدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرقزدگي حفظ و پاسداري كنيد و با اين عمل انساني ـ اسلامي خود دست قدرتهاي بزرگ را از كشور قطع و آنان را نااميد نماييد. خدايتان پشتيبان و نگهدار باد.
متن كامل وصيتنامه سياسي-الهي امام خميني(ره) را ميتوانيد اينجا ببينيد.
اين روزها برخي مخالفان اسلام ميكوشند تا با ادعاي مضر بودن روزه در فضاي مجازي، جوانان را نسبت به اعتقادات خود سست كنند؛ اما علم پزشكي اين روزها مهر تاييدي بر مفيد بودن روزه ميزند:
معده مركز بيماريها و امساك بالاترين دواست. رسول اكرم (ص)
روزه گرفتن علاوه بر اين كه عبادت بوده و موجب تقويت تقوي و اخلاص است از ديدگاه پيشوايان، انديشمندان و اطباي بزرگ فوايد جسمي فراوان داشته و باعث سلامتي بشر است و در حقيقت نوعي خانه تكاني است.
كارشناسان برتر علم تغذيه بر اين باورند كه از آنجايي كه در بيشتر موارد روزه موجب كاهش وزن ميشود، بيشك مفيد است و اين را تنها خاصيت اوليه روزه ميدانند.
از طرف ديگر اطباء ميگويند: روزه موجب رفع كسالت و تنبلي است.
روزه موجب كاهش حجم كار اعضا گوارشي و رفع خستگي از تمام دستگاههاي بدن (بافتها - غدّهها - اعصاب - رگها و روده هاست...)
روزه باعث رفع سوء هاضمه است.
روزه امراض قلبي، كليوي، طحال و ديگر امراض مجاري و ادرار را درمان مينمايد.
روزه درمان فشار خون است.
روزه درمان بيماريهاي كبدي و يرقان است.
روزه رسوبات و فضولات بدن را دفع مينمايد.
روزه چربيهاي زايد بدن را آب كرده و از سكته قلبي ممانعت ميكند.
روزه موجب شادابي، تحرك و عمر طولاني است.
دكتر الكسي سوفورين معتقد است كه با وسيله روزه توانسته است بيماريهاي فراواني را معالجه نمايد كه بدين قرار است: التهاب معده، التهاب حنجره، سل، زكام مزمن، درد مزمن سينه، درد چشم، نفخ و ورم ريهها، بيماريهاي عصبي، لرزش اندام، فلج، كم خوني، اضطراب روحي، ضعف عمومي بدن و بيماريهاي كبدي، اعتياد و ...
به مناسبت فرا رسيدن ماه مبارك رمضان ديدگاه ائمه معصومين درباره روزه گرفتن را باخواني ميكنيم:
امام صادق (ع) ميفرمايد روزه تنها خودداري از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه روزه شما بايد با امور زير توام باشد:
1- زبان خود را از دروغ نگاه داريد. 
2- ديدههاي خود را از حرام بپوشانيد.
3- با يكديگر نزاع و دعوا مكنيد.
4- از حسد بپرهيزيد.
5- غيبت يكديگر روا نداريد.
6- از مجادله و قيل و قال كناره گيريد.
7- سوگند مخوريد هر چند راست باشد.
8- از فحاشي و دشنام بپرهيزيد.
9- به كسي ظلم و ستم نكنيد.
10- بيخردي مكنيد و دلتنگ مشويد.
"...دستهائى از مدتها پيش در كار بودند، مقدماتى فراهم ميكردند كه بتوانند از مقطع انتخابات عليه ملت ايران استفادهاى بكنند. خوشبختانه ملت ايران هوشيار بود و هوشيار است. فضا را غبارآلود كردند، دهانها را قدرى تلخ كردند؛ اما نتوانستند آن كارى را كه ميخواهند، انجام بدهند. اين هوشيارى شما ملت بود. اين تجربهى ما بود كه بدانيم دشمن ما كمين كرده است.
دشمنان ما هم از اين انتخابات به نظر من يك تجربهاى اندوختهاند، و اگر نيندوختند، بايد بيندوزند. و آن اين است كه: دشمن بداند با چه حقيقتى روبهرو است؛ در فهم نظام اسلامى و انقلاب اسلامى دچار اشتباه نشوند؛ خيال نكنند انقلاب اسلامى و نظام اسلامى را با اينجور كارهاى پيش پا افتاده ميتوان به زانو درآورد. نظام اسلامى زنده است. خيال نكنند با يك تقليد مغلوط از حضور عظيم مردمى در انقلاب سال 1357، يك كاريكاتور از آن انقلاب، ميتوانند به عظمت انقلاب و نظام اسلامى ضربه بزنند. اين تجربه براى دشمن بايد پيش آمده باشد. اشتباه نكنند؛ نظام اسلامى با اين حرفها شكست نخواهد خورد.
عظمت اين انقلاب و عظمت اين نظام و ريشهدارى نظام جمهورى اسلامى در حوادث اين يكى دو ماه اخير، بيشتر براى دشمنان جمهورى اسلامى آشكار شد. اين ملت، ملت با ايمانى است؛ ملت هوشيارى است؛ ملت بااستعدادى است. با مسجد ضرار نميشود اين ملت را شكست داد. ما در تاريخ خودمان نمونههائى را از اين داريم: «و الّذين اتّخذوا مسجدا ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب اللَّه و رسوله».(2) با تقليد از رهبر عزيز و عظيمالشأن انقلاب، امام بزرگوار ما، كه از دل، از جان، با همهى وجود غرق در قرآن بود، نميشود اين مردم را فريب داد. اين مردم دلشان به ايمان روشن است؛ اين مردم آگاهند؛ جوانهاى ما آگاهند. اين تجربهاى است براى دشمن.
امتحانهائى هم در اين انتخابات پيش آمد. يك امتحان، امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در اين امتحان برنده شدند؛ نمرهى قبولى گرفتند. حضور عظيم مردم، يك امتحان عظيمى بود كه آنها را سرافراز كرد. بسيارى از آحاد مردم، از جريانهاى سياسى، طبق وظيفهشان عمل كردند. بعضى از خواص هم البته مردود شدند. اين انتخابات بعضىها را مردود كرد. برخى از جوانان ما كه با صداقت، با سلامت وارد ميدان وظيفه ميشوند، به رغم هوشيارىهايشان، در مواردى اشتباه كردند. بسيارى از جوانان اين كشور هم با همان ايمان، با همان صداقت، حركت درستى كردند. به كسى اعتقاد پيدا كردند، به او رأى دادند؛ يا آن كس رأى آورد يا نياورد. ملاك اين نيست. ملاك اين است كه انسان عقيدهاى پيدا كند، هوشيارانه، از روى احساس وظيفه، احساس تكليف، وارد ميدان اين عمل سياسى و حركت سياسى بشود. بعد هم همه تسليم قانون باشند. اكثر قاطع ملت ما - از جوانها، از نخبگان، از تودهى عظيم مردم - در اين رديف قرار گرفتهاند و در اين امتحان مقبول شدهاند. يك عده هم البته فريب خوردند...
ترتيب سربازان و افسران مبارزه حمله نرم دشمنان دانستند.
اين حاكي از جايگاه مهم دانشجو و اساتيد دانشگاه است، بنابراين بر همه ما لازم است براي رسيدن به اين جايگاهها تلاش كنيم و آن هنگام اين توصيههاي رهبر معظم انقلاب در مورد توليد علم را به كار بنديم:
كشور بايد به عزت علمى برسد. هدف هم بايد مرجعيت علمى باشد در دنيا؛ همين طور كه بارها عرض كردهايم. يعنى همين طور كه شما امروز ناچاريد براى علم و دستيابى به محصولات علمى به دانشمندانى، به كتابهايى مراجعه كنيد كه مربوط به كشورهاى ديگرند، بايد به آنجا برسيم كه جويندهى دانش، طالب علم، مجبور باشد بيايد سراغ شما، سراغ كتاب شما؛ مجبور باشد زبان شما را ياد بگيرد تا بتواند از دانش شما استفاده كند. هدف بايد اين باشد. اين يك آرزوى خام هم نيست. اين چيزى است كه عملى است. اينجايى هم كه ما امروز از لحاظ علمى و فناورى قرار داريم، اين هم يك روزى جزو آرزوهاى خام به حساب مىآمد.
(ديدار با اساتيد و دانشجويان دانشگاه علم و صنعت)
رابطهى بين كشورها در زمينهى علم بايد رابطهى صادرات و واردات باشد؛ يعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانىكه در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر كشورى وارداتش بيشتر از صادراتش شد، ترازش منفى ميشود و احساس غبن ميكند، در زمينهى علم هم بايد همين جور باشد. علم را وارد كنيد، عيبى ندارد؛ اما حداقل به همان اندازه كه وارد ميكنيد - يا بيشتر - صادر كنيد. بايد جريان دو طرفه باشد. والّا اگر شما دائماً ريزهخوار خوان علم ديگران باشيد، اين پيشرفت نيست. علم را بگيريد، طلب كنيد، از ديگران فرا بگيريد؛ اما شما هم توليد كنيد و به ديگران بدهيد. مواظب باشيد تراز بازرگانى شما در اين جا هم منفى نباشد. متأسفانه در اين يكى دو قرن شكوفائى علم در دنيا، تراز ما تراز منفى بوده. از اول انقلاب كارهاى خوبى شده؛ اما اين كارها بايستى با سرعت و شدت هرچه بيشتر ادامه پيدا كند.
(ديدار با اساتيد و دانشجويان كردستان)
پيشرفت علمى، اگرچه كه با فراگيرى علم از كشورها و مراكز پيشرفتهترِ علمى حاصل خواهد شد - بخشى از آن بلاشك اين است - اما فراگيرى علم يك مسئله است، توليد علم يك مسئلهى ديگر است. نبايد ما در مسئلهى علم، واگن خودمان را به لوكوموتيو غرب ببنديم. البته اگر اين وابستگى ايجاد بشود، يك پيشرفتهائى پيدا خواهد شد؛ در اين شكى نيست؛ ليكن دنبالهروى، نداشتن ابتكار، زيرِ دست بودنِ معنوى، لازمهى قطعىِ اين چنين پيشروىاى است؛ و اين جايز نيست.
(ديدار با نخبگان و اساتيد دانشگاهها)
بخشهايي از اين خطبههاي نماز عيد سعيد فطر كه پس از اقامه نماز توسط مقام معظم رهبري بيان شد، به اين ترتيب بود:
"... اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اينكه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاههاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبهروز هم بيشتر و گستردهتر و پيچيدهتر ميشود - روشى را در پيش گرفتهاند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند. هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاى اشاعهى گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات.
همين جا من اين را هم بگويم: اينكه در دادگاهها - كه در تلويزيون هم پخش ميشد - از قول يك متهمى چيزى راجع به يك كس ديگرى گفته ميشود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه دربارهى خود در دادگاه بگويد، اين حجت است. اينكه بگويند در دادگاه دربارهى خودش اگر اعترافى كرد، حجت نيست، اين حرف مهملى است، حرف بىارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در يك دادگاه در مقابل دوربين، در مقابل بينندگان ميليونى كه متهم عليه خود بكند، اين اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما عليه ديگرى بخواهد اعترافى كند، نه، مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم ميفرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا» وقتى ميشنويد كه يكى را متهم ميكنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟
تكليف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاههاى اجرائى بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاههاى قضائى بايد مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشى كه ثابت ميشود و در قوانين اسلامى و قوانين عرفى ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند؛ اما مجازات مجرم كه از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غير از اين است كه به گمان، به خيال، به تهمت، يكى را متهم كنيم، بدنام كنيم، توى جامعه دهن به دهن بگردانيم. اينكه نميشود. اين فضا، فضاى درستى نيست. يا ديگران - خارجىها، بيگانهها، تلويزيونهاى مغرض - عليه كسى يا كسانى حرفى بزنند، ادعا كنند كه اينها فلان جا خيانت كردند، فلان جا خطا كردند؛ ما هم عين همان را پخش كنيم. اين، ظلم است؛ اين، مورد قبول نيست. رسانههاى بيگانه كِى دلشان براى ما سوخته است؟ كِى خواستهاند حقائق در مورد ما روشن بشود، كه در اين مورد بيايند حقيقت را گفته باشند؟ ميگويند، حرفهائى ميزنند، ادعاهائى ميكنند. نبايد گفت اينها شفافيت است. اين، شفافيت نيست؛ اين، كدر كردن فضاست.
شفافيت معنايش اين است كه مسئول در جمهورى اسلامى عملكرد خودش را به طور واضح در اختيار مردم قرار بدهد؛ اين معناى شفافيت است، بايد هم بكنند؛ اما اينكه ما بيائيم اين و آن را بدون اينكه اثبات شده باشد، بگيريم زير بار فشار تهمت و چيزهائى را به آنها نسبت بدهيم كه ممكن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى كه ثابت نشده است، ما حق نداريم آن را بيان كنيم؛ اين آن را متهم كند، آن اين را متهم كند؛ از رسانهى بيگانه - رسانهى مغرض انگليس - شاهد برايش بياوريم، بعد هم يك نفر از آن طرف پيدا بشود و كل نظام را به امورى كه شايستهى نظام اسلامى نيست و نظام اسلامى شأنش بسيار بالاتر است از اين چيزهائى كه بعضى به نظام اسلامى نسبت ميدهند، متهم بكند، اين اشكال بر آنها بيشتر هم وارد است. تهمت زدن به يك شخص گناه است، تهمت زدن به يك نظام اسلامى، به يك مجموعه، گناه بسيار بزرگترى است."